۱۲ خرداد ۱۳۸۸

يكي از آثار اعضا :
*
***
*
دیشب از حرص خویش می گفتم : عاشقی کار نسل آدم نیست
مثل خواب عمیق من در تو ، لحظه هایی که با تو دارم نیست
من همینم:همین که می بینی ... مثل یک اتّفاق مصنوعی
رنگم از سر پریده انگاری،دیگر آن چشم ها خدایم نیست
با همین چشم های دور از هم ، ما به امر خدای رقصیدیم
این وسط من مدام آهسته،بوسه هایی زدم که یادم نیست
حسّ خوبی ندارمت امّا ، در سرم شور دیگری برپاست
بی صداتر مرا لگد می زد ، نطفه هایی که در میانم نیست
باز می ترسم از خودم انگار ، این مسیری عجب تماشایی است
یک نفر داشت بند می آورد، نفسم را که پا به پایم نیست
سُر می خوردی از تن تلخم ، مثل یک ناشناس بی احساس
یک صدای عجیب تر می گفت : این همان دختری که یارم نیست
تو ندیدی هنوز یادم هست ، لحظه هایی که با خدا قهرم
مثل طعم نگاه سردی که ، هیچ وقتی که بر زبانم نیست
عاشقی کار نسل آدم نیست ، این همان خلق اشتباه خداست
مثل شن های ساحل زیبا،آن عزیزی که در کنارم نیست...

سمیّه ملّاتبار ( كوثر )

۷ نظر:

  1. حسّ کارهات رو نمی شه دوست نداشت سمیّه !

    هر چی همـ که بخوامـ بگمـ دایره ی لغاتتو بزرگ تر کن و وقت بذار برای ویرایش وزن و ارتباط طولی و این جور حرفا ، بازمـ خودت می دونی که یه چیز دیگه ست این "بوسه هایی زدمـ که یادمـ نیست" ت.

    خاتون هنوز موقع رفتن گمـ ِ توامـ ،
    این روزهای "از الکی..." رد نمی شوند ...

    پاسخ دادنحذف
  2. جمیعا سلام
    یاد غروبی افتادم که حسش نازل شد.یاد گوشه ی روسریِ شمالی که می جویدمش همراه همان حرص خوردن مصرع مطلع.
    چرا نان قرضت دهم رقیه جان، اینها هیچ وقت ویرایش نمیشن و کاش کسی بود که برای این گناه "سنگ" و "سار" م می کرد.

    پاسخ دادنحذف
  3. دوباره سر خواهم زد تا ردپای دوستان دیگر جمع صمیمی مان "من جمله آقای حمید مصلحی که این شعر در غیاب شان خوانده شد"، را بر روی جاده هایم ماندنی کنم.

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام خدمت دوستان من جمله " سمانه ملاتبار "
    منم با نظر خانم خدابنده تا یه جایی موافقم البته بیشتر تاکیدم رو ارتباط بیت هاست از لحاظ مفهوم. چند بار خوندم .وزنت خوبه یکم شبیه میزنه به وزن : دادو قالت همیشه مصنوعیست دوست دارم کمی مرا بزنی .... هستش
    و موفق باشید .
    جلسه برگزار شد ؟
    بدون ما ؟

    پاسخ دادنحذف
  5. باز هم سلام ..
    راستی چرا از " که " زیاد استفاده کردی؟ 9 بار تو یه شعر 8 بیتی .
    البته میتونه نقطه قوت شعرت هم باشه.

    پاسخ دادنحذف
  6. "شعر خوبي بود"، سخته كه اعتراف كنم ولي نقدم نسيه بود!

    پاسخ دادنحذف
  7. سميه خانم
    ميتونيد شعر درست كنيد اما سواي وزن كه واقعا در كليه اشعار دوستان به سختي رعايت ميشه بايد بگم كه به زعم من شما حس يك شاعر رو نداريد بلكه به طرز خاصي ميتونيد كلمات رو درست كنا ر هم بچينيد تا احساس پوچي و بيهودگي رو برسونيد البته اين هم زيركانه اما به قول ر.خ.ا اشعر شما ناخوشاينده چون حتي حس سردرگمي رو با بهم ريختگي مطرح كرديد.

    پاسخ دادنحذف